در اینجا لازم میدانم که از آقا/خانم الف-تیرداد به خاطر معرفی وقلم زیباشون تشکر کنم برای خواندن مطلب روی لینک زیر کلیک کنید
http://asremardom.blogfa.com/post-8172.aspx
در اینجا لازم میدانم که از آقا/خانم الف-تیرداد به خاطر معرفی وقلم زیباشون تشکر کنم برای خواندن مطلب روی لینک زیر کلیک کنید
http://asremardom.blogfa.com/post-8172.aspx
عشق شیرین ،خار شیرین
در آن هنگام که سبک بال بر قلب منی ، من اطمینان را از تو گرفته ام
در حالیکه خود کشته شده ام و پریشان در علفزار خوابیده ام
چیزی غمین سراپا از اشک و باران خیس ….
زیباترین نمود زندگی هر فردی عاشق شدن است اما همیشه عشق موفق نیست و گاهی عاشق دلخسته طرد شده یا بنا به دلایلی معشوقه را طرد می کند .از آنجاییکه عاشق شدن را می توان به اعتیاد تشبیه کرد ،زمانی که معشوقه بی وفایی می کند مغر به تکاپو می افتد و ماده مخدرش را می خواهد.پس از طرد شدن از عشق فرد دو مرحله را طی می کند:
مرحله اول : واخواهی و امید
مرحله دوم: نا امیدی ،کناره گیری و تجربه احساسی به نام فرو پاشی روانی
در مرحله اول عاشق بی صبرانه وا خواهی می کند. تمام انرژی و وقت خود را صرف جلب دوباره محبوب گریز پای می کند .مرحله واخواهی هزینه های متابولویکی بسیار گرانبهایی را به روح و جسم تحمیل می کند. مغز منحصرا در جهت خواستن و بازگردانی معشوقه فعالیت می کند.فرد از فعالیتهای اجتماعی کناره گیری کرده،تنها در تمنای معشوقه نه غذا می خورد و نه می خوابد.فرد رنجور با امید خود را فریب داده و با حرف زدن و فکر کردن به او به روح خسته خود غذا داده ، عمدتا نا خود آگاه موجبات رنج و عذاب بیشتر خود را فراهم می آورد.(مرحله واخواهی بحث بسیار مفصلی است که می توانید آنرا در فصل ۷ بخوانید.) در مرحله واخواهی فرد بسیار رنجور و شکننده می شود.عاشق شکست خورده دوست دارد تا بیمار شود و جالب آنکه در این مرحله سیستم دفاعی به کمک او آمده و راه را برای ورود بیماری می گشاید.عاشق فکر می کند شاید با بیمار شدن که ما آنرا “استراتژی بال شکسته” می نامیم بتواند معشوقه را حتی برای لحظه ای کوتاه باز گرداند.
پس از آنکه عاشق بیچاره هر چه واخواهی می کند ،معشوقه باز نمی گردد به ورطه رنج آورترین نا امیدی فرو می رود از واخواهی دست بر می دارد و کناره گیری میکند .فرد شروع به خود خوری می کند.گاها از شدت رنج و اندوه خود را مضروب می کنند و به فکر خود کشی می افتد مرحله ای که آنرا فرو پاشی روانی می نامیم در حال شکل گرفتن است.این فرو پاشی هزینه های متابولیکی شدیدی را در بر دارد گاهی فرد از این مرحله جان سالم به در نمی برد . برای رهایی از رنج جدایی و فروپاشی روانی باید به خودمان کمک کنیم .
برای رهایی از این احساس کشنده باید:
از رویایی کردن لحظه ها اجتناب کنیم .افرادی را دیدم که عکسها ،ایمیلها و نامه های معشوقه را مداوم بررسی می کنند و اشک می ریزند.اولین مرحله زدودن یاد اوست.پس باید منطقی باشیم.هر چیزی که او را به یاد می آورد باید در جایی دور از دید پنهان کرد گاهی بهتر است افرادی که اراده ندارند تمام آنها را پاره کرده و دور بریزند این بهترین راه حل است چون زمانی که مغز برای ماده مخدرش واخواهی می کند ممکن است شما را وادار به دیدن آنها کند و دوباره رنج و درد.
دیگر تحت هیج شرایطی نه ایمیل بزنید نه تلفن و نه به خانه او بروید.احساسات عشق لجوجانه در ذهن لانه می کنند. کوچکترین سرنخی دوباره شما را به مرحله واخواهی باز می گرداند.
زندگیتان را عوض کنید هر تغییر جدیدی مغز را مشغول کرده ،هر چند می دانم که بسیار سخت است اما باید بجنگید باید به خودتان کمک کنید. لباسهای جدید بپوشید، مدل مو هایتان را عوض کنید.ورزشهای هوازی مانند راه رفتن،شنا ،دوچرخه سواری و ایروبیک باعث ترشح هورمون ضد استرس می شود .دوستی و معاشرت با افراد جدید بسیار تاثیر گذار است از درد و رنج سخن نگویید لبخند بزنید حتی به زور ! ماهیچه های گونه در زمان خنده مغز را به شادی وا می دارد حتی لحظه ای کوتاه.
کتاب های جدید بخوانید،آواز بخوانید،برقصید با ابزار شادی به جنگ غم بروید.به گروههای هفتگی گردش بپیوندید . از بستر غم برخیزید.واقع بین باشید معشوقه رفته و شما باید دوباره زندگی کنید. موزیکهای شاد گوش دهید با افراد شاد و سر زنده معاشرت کنید حتما رنگهای شاد بپوشید دریچه چشمتان اندوه را می بیند.
در موارد حاد تر لازم است از قرص های ضد افسردگی(با نظر پزشک) استفاده کرد .هر چند که مصرف برخی دارو ها از شما یک روح سرد خواهد ساخت اما بهتر است یک روح سرد باشیم تا اینکه به خود کشی یا مضروب کردن معشوقه فکر کنیم.
حرف زدن با کسی که همراز شماست به روحتان آرامش می دهید از او بخواهید به شما کمک کند. هر زمان که به معشوقه فکر می کنید با او تماس بگیرید تا از جریان افکار اندوه آورتان جلوگیری کنید.
انسان در این مرحله بسیار حساس،شکننده و زود رنج می شود همرازی انتخاب کنید که شما را درک کند.هرگز از معشوقه به هم سخن نگویید از چیزهای دیگری صحبت کنید.
روانشناسان دوباره عاشق شدن را بهترین راه حل می دانند معشوقه جدید سریعا قبلی را پاک کرده و شما به سرعت بهبود می یاببد اما من در ابتدای فروپاشی روانی این مساله را توصیه نمی کنم به چند دلیل:
فرد شکست خورده بسیار حساس و رنجور است همانند شیشه ای شکسته است.در این مرحله بسیاری از رفتارها تنها احساسی بوده و ممکن است فرد حقیقتا تمایل به انجام آنها نداشته باشد.در این مرحله شخص به صورت مستمر مقایسه می کند این موضوع بدون شک هم باعث آزار روح فرد و هم روح معشوقه می شود.
اگر فرد دوباره عاشق شود و دوباره با یک انتخاب نادرست مراحل رنج کشیدنش را تکرار کند این دفعه فروپاشی روانی سنگین تری را تحمل می کند.
می دانم رنج رهایی از عشق تلخترین احساسی است که هر انسانی با آن دست به گریبان می شود روشهای فوق بسیار کار آمد و موثر است مشروط بر اینکه خود فرد بخواهد که خوب شود.امیدوارم با آگاهی و اطلاعاتی که در اختیارتان قرار می دهیم هر چه سریعتر از این مرحله عبور کرده به زندگی عادی برگردید.
برای اخبار روزانه و اطلاعات در فیس بوک به این گروه ملحق شوید:
https://www.facebook.com/pages/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85/130814200301356
نمی دونم چرا این روزها زندگی همه آدمها یک جور خاصی شدند
همه زیر نقابهامون زندگی می کنیم و خودمون نیستیم
نمی دونم چرا از خودمون فرار می کنیم
یکی یک سامسونت دستش میگیره و یک عینک آفتابی می زنه به صورتشو میشه مهندس…. با یک مغز پوچ
یکی سعی می کنه با حرفهای غلمبه سلمبه شخصیت غیر واقعیشو به نمایش بذاره
یکی پشت یک آدم بزرگ قایم میشه و سعی می کنه با کاسه لیسی اون خودشو بزرگ جلوه بده
نمی دونم مگه خودمون چه عیبی داریم که همیشه باید نمایش بازی کنیم
مثلا کارگر ساختمون بودن چه عیبی داره که باید ادای مهندسها رو در بیاریم
مثلا کارمند بودن چه عیبی داره که همش باید ادای رییس ها رو در آورد
هر آدمی در نوع خودش مهمه و ارزشمند……چرا هیچوقت فکر نمی کنیم شاید داشته های ما واقعا بیشتر از اون کسی هست که داریم بهش تظاهر می کنیم
ابعاد این مساله خیلی بزرگه…و در تمام بخشهای زندگی ما آدمها ریشه زده
مثلا همین عشق…مدت زیادیه که دارم روش کار می کنم
با آدمهای زیادی حرف زدم..برخورد داشتم و حتی خودم بعضی چیزها را شخصا تجربه کردم
نکته جالب این بود که آدمها حتی برای قلب و روح خودشونم نمایش بازی می کنند
و اینجا بود که من پی به عمق فاجعه بردم
نمایشهای عاشقانه….
بعضی از ما ها واقعا نادانسته بازیگر های حرفه ای نمایش عشق هستیم
و برخی به ناچار عشق را به عنوان ابزاری به کار می بریم
فقدان آزادیهای روانی و دیگر آزادیهایی که از نیازهای اولیه بشر است در جامعه امروز ما عشق را تبدیل به ابزاری برای سود جستن از انسانها کرده .در جامعه یا شاید بهتر بگم دنیای امروز ما فشار اینگونه بجرانهای روانی بیشتر بر زنهاست .این جمله بدین معنی نیست که مردها از این قضیه مستثنی هستند اما به جرات می توان گفت که بخش عمده اینگونه تنش ها بر زنان وارد می شود .زن ،این بلور شکستنی و حساس ، بسیار در تلاطم های دریای سهمگین عشق آسیب پذیره . عشق نه سن می شناسه..نه جنس ..نه ملیت..عشق بین تمام موجودات زنده ای که این ساختار مغزی رو دارن مشترکه.
بعضی از آدمها واقعا ناخواسته و با رفتارهای نا آگاهانه فردی را وارد نمایش عشق بازی می کنند و بعد از یک مدت کوتاه زمانی که فهمیدن دیگه بازی کردن با این اسباب بازی زیاد خوشایند نیست نمایش عشق بازی رو تموم کرده و چهره واقعی شونو نشون می دن و درست در نقطه مقابل فردی تنها برای لذتهای کوتاه و لحظه ای با دروغ قلب دیگری رو به بازی گرفته و بعد از رسیدن به اهدافش قلب فرد رو با بی رحمی هر چه تمام تر میشکنه…
چند روز پیش خانمی برام یک ایمیل فرستاد و داستانی را برام تعریف کرد که ایده نوشتن این مقاله را به من داد. مردی تنها برای اینکه در شرف طلاق از همسرش بوده و نیاز روانی داشته تا برای رهایی از غمهایش سر خود را گرم کند قلب این خانم را به بازی می گیره و پس از مدتی نمایش عاشقانه تمام شده و حقایق آشکار می شود. این شاید یکی از هزاران موردی است که در جامعه ما رخ می دهد و من را حقیقتا به تامل واداشت
بحث ساختاری اینگونه رفتارها بدون شک در این نوشته کوتاه نمی گنجد اما انسانهایی با وجدان بیدار شاید با خواندن این مطالب و رنجهایی که ممکن است با نادانی و خودخواهی بر دیگران تحمیل کنند……شاید لحظه ای با خود بیندیشند که صداقت و راست گفتاری بهترین راه است
در این نوشته با انواع خیانت های زنان و شوهران متاهل و دلایل آن آشنائی پیدا میکنیم. آشنائی با دلایل انواع خیانتهای همسران متاهل به افراد این فرصت را می دهد که با اتخاذ تمهیدات لازم از لغزش خود و همسرشان در سراشیبی خیانت اجتناب کنند.

بطور کلی ۳ نوع خیانت و یا رابطه پنهانی وجود دارد:
تعریف خیانت عشقی:
یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک پیوند احساسی و جنسی صمیمانه میان یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد برقرار میگردد.
تعریف خیانت جنسی:
یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد رابطه جنسی برقرار میکند. در این نوع رابطه عنصر علاقه و یا وابستگی احساسی وجود ندارد.
تعریف خیانت اینترنتی:
شامل گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد از طریق اینترنت و چت. محتوای گفتگوها و تبادل تصاویر و مشخصات عموما در رابطه با مسایل جنسی و صمیمانه میباشد.
*
عمده نیازهایی که فرد در یک رابطه نامشروع و پنهانی سعی در تامین آنها دارد به قرار زیر میباشد :
-مورد نیاز بودن
-رفاقت
- درک شدن
- از سوی فردی دوست داشته شدن
- یک ریسک لذت بخش و مفرح
- احساس آزادی
- استقلال-سرگرمی
- برآورده ساختن نیازهای جنسی
-تقویت اعتماد بنفس
-سلطه جویی
-تجربه تازه-ماجراجویی
-القاء داشتن استحقاق و شایستگی
-رقابت-شیطنت-
پر کردن خلاء تنهایی-برتری جویی
-انتقام جویی-تعلق پذیری
-احساس امنیت-مورد پذیرش واقع شدن
-هیجان-لذت جویی-احساس جوانی کردن
-تنوع طلبی-خود شناسی.
*
خیانت عشقی:
این نوع رابطه پنهانی در ابتدا از یک صحبت کوتاه آغاز شده و به تدریح به یک رابطه عمیق و شدید بدل میگردد. در پایان نیز چیزی جز ندامت و از هم پاشیدن زندگی فرد ثمری در پی ندارد. انگیزه اصلی آن افزایش اعتماد بنفس فرد میباشد اما بطور کاذب.
به انواع رابطه عشقی خیانت آمیز توجه کنید:
رابطه عشقی کورکورانه:
در این نوع رابطه پنهانی فرد به نوعی به عشق اعتیاد دارد. وی به احساسی که در هنگام عاشق شدن به وی دست میدهد که همان افزایش ترشح آمفیتامین در بدنش میباشد اعتیاد دارد. که معمولا فرد را غیر منطقی و شیفته میگرداند. یک شهوت کورکورانه نسبت به یک فرد میباشد که در آن عشق بصورت وسواسی، غیر واقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا میکند. فرد در این نوع عشق خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش میزند که به وصال معشوق خود برسد. هنگامی که معشوق در کنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب میکند و هنگامی که معشوق حضور دارد احساس وجد. این نوع رابطه عشقی میتواند از چند هفته تا چند چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پی میبرند که آنطور که تصور میکردند یکدیگر را نمیشناسند و با یکدیگر سازگاری و تفاهم ندارند. در این نوع رابطه فرد از همسر و یا شریک پیشین خود معمولا جدا میگردد.
رابطه عشقی تفننی:
این نوع رابطه پنهانی بر مبنای دوستی، تفاهم و مراقبت دو جانبه از یکدیگر شکل میگیرد. این نوع رابطه به نوعی گریختن از وظایف، مسئولیتها و فشارهای زندگی روزمره و پناه آوردن به یک فرد جدید میباشد. در این نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه ای احساساتی میباشند و ممکن است که با هم رابطه جنسی برقرار کنند و یا هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. در این نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند که فرصتی برای خود شناسی، رابطه جنسی، تجربه اندوزی، مشاوره و مورد پذیرش قرار گرفتن در اختیار آنان قرار میدهد. دو فرد در این نوع رابطه بسیار محرم یکدیگر بوده و رازدار میباشند. میتواند سالها بطول انجامد و یا حتی مادام العمر ادامه یابد. فرد ممکن است از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نگردد و حتی اعتقاد داشته باشد که رابطه پنهانی وی و برآورده گشتن نیازهای وی از این طریق سبب تحکیم زندگی مشترکش میگردد.
رابطه عشقی مقطعی:
این نوع رابطه پنهانی در دوران تغییر و تحول و عبور از یک مقطع به مقطع دیگر زندگی فرد به وقوع می پیوندد. میان دو فردی که خواهان تجارب غیر جدی، سرگرم کننده و افزایش دهنده عزت نفس میباشند. بیشتر در هنگام رویدادهای مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفیع، پاداش، یافتن شغل جدید توسط همسر، فرزند دار شدن و یا نقل مکان به یک خانه جدید حادث میگردد. در زمان موفقیت در فرد نوعی احساس شایستگی و کفایت پدید می آید که در فرد توقع یک پاداش ویژه را ایجاد میکند. مانند رابطه برقرار کردن با یک فرد تازه که هم سرگرم کننده باشد و هم زیاد سختگیر و مشکل پسند نباشد. این حالت در زمانهای ناخوشایند نیز میتواند به وقوع بپیوندد. زمانی که فرد خواهان فردی است که قادر باشد ناکامی، شکست و ناراحتی وی را درک کرده و تسلی خاطر و پشتیبان وی باشد. این نوع رابطه کلا زود گذر میباشد و عمرش کوتاه است. شاید کمتر از یک سال و بندرت زندگی مشترک فرد را از هم میگسلد. این رابطه برای فرد نیازهای امنیت، اختیار داشتن، تعلق پذیری، عاشق و معشوق بودن، مورد پذیرش بودن و اعتماد بنفس را تامین میکند.
رابطه عشقی انتقامجویانه:
برخی از زنان از مردان و برخی مردان نیز از زنان نفرت دارند. آنها لذت را در آزار دادن، فریب دادن و بازی دادن دیگران میبینند. آنها دروغگویان ماهری نیز میباشند. آنها قربانیان خود را معمولا از میان افراد آسیب پذیر، ساده لوح و معصوم شناسایی و انتخاب میکنند. آنها در ابتدا وعده های خوشایندی به طرف مقابل میدهند اما در انتها چیزی جز ناکامی، رنجش خاطر و تحقیرشدگی برای قربانی باقی نمیگذارند. فرد ابتدای آشنایی خیلی با حیله گری و ظرافت به قربانی نزدیک میگردد. ممکن است خود را فرد بسیار موفق و یا سرشناس معرفی کند و یا آنکه خود را یک قربانی رقت انگیز جا زده و حس ترحم قربانی را بر بینگیزد. اما پس از گذشت زمان بتدریج قربانی را نا امید، تحقیر و مطیع خود میگرداند. پول، وقت، انرژی و اعتماد بنفس قربانی خود را میگیرد. در اینگونه افراد با سلطه جویی و کنترل کردن فرد دیگر نوعی احساس امنیت در فرد پدید می آید. فرد در این رابطه پنهان از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نمیگردد.
*
خیانت جنسی
رابطه جنسی رفاقتی:
در این نوع رابطه پنهانی دو فرد با یکدیگر رابطه جنسی داشته و از یکدیگر مانند دو دوست مراقبت میکنند. با اینحال زیاد با یکدیگر صحبت نمیکنند. آنها با یکدیگر خوش بوده و با یکدیگر بودن لذت میبرند. آنها میپندارند که این نوع رابطه پنهانی نه تنها هیچ لطمه ای به زندگی مشترک با همسرشان نمیزند بلکه تاثیر مثبتی نیز بروی آن میگذارد. این نوع رابطه ممکن است سالها بطول انجامد. این رابطه عزت نفس، حس پذیرش، هیجان، خیالپردازی، لذت، شیطنت، اشتیاق وارضای تمایلات جنسی فرد را برآورده میسازد.
رابطه جنسی ماجراجویانه:
در این رابطه پنهانی نیز رابطه جنسی وجود دارد. یک رابطه مفرح و شیطنت آمیز میباشد. دو فرد برخی اوقات تصور میکنند کودک بوده و طرف مقابلشان اسباب بازی میباشد که به فرد دیگری تعلق دارد. هر دو فرد در این رابطه خود محور بوده و در جستجوی لذت خویش میباشند. معمولا نیز دارای شریک جنسی فراوانی هستند. برای فرد رابطه جنسی یک بازی رقابتی و وسیله ای برای کنترل و سلطه جویی میباشد. این نوع رابطه به فرد عزت نفس، حس شایستگی ،رقابت، هیجان، شیطنت و زیرکی میبخشد ولی در نهایت باعث از هم گسستگی زندگی و شرمساری او خواهد گردید.
رابطه جنسی مرض گونه:
برخی روابط جنسی پنهان تنها یک شب بطول می انجامد. حتی فرد نام معشوقه خود را نیز به خاطر نمیسپارد. اینگونه افراد تنها میخواهند چیزی را اثبات کنند و تنها انگیزه آنان ارضاء جنسی میباشد. در جستجوی روابط جنسی بودن مکرر آنان آشکار کننده احساس تردید به خویش، خشم، انتقامجویی و یاغیگری مفرط آنان میباشد. در این نوع رابطه فرد از همسر خود جدا نمیگردد چون نیازی به این کار ندارد. این نوع رابطه به فرد احساس عزت نفس و قدرت توام با غرور، تسکین، خصومت، تنهایی، برتری، و انتقامجویی میبخشد.
شکسپیر:
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی
خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد…
در جایی از دنیای ما انتظار وجود دارد
برای یک روح تنها، روح تنهای دیگری-
هر کدام یکدیگر را در میان این ساعتهای کشنده دنبال می کنند
و ناگهان یکدیگر را در یک هدف مشخص می یابند
سپس با هم یکی میشوند – همانند برگهای سبز با گلهای طلایی
تا تبدیل به یک زیبایی شده و کامل شوند
و شبهای تاریک زندگی پایان خواهد یافت و راه
به سوی آینده ای ابدی گشوده خواهد شد.
در چرا عاشق می شویم ، انسان شناس مشهور هلن فیشر طرح جدیدی از پدیده عشق را ارائه کرده است- از سر آغاز آن در مغز تا هیجان ویران کننده ای که در جسم و رفتارهایمان بوجود می آورد. با همکاری تیمی از دانشمندان برای اسکن کردن مغز افرادی که به تازگی دیوانه وار عاشق شده بودند،هلن چیزی که روانشناسان تا به امروز آنرا حدس می زدند اثبات نمود. زمانی که عاشق می شوید ،قسمتهای خاصی از مغز با افزایش جریان خون روشن می شود. این کتاب جدید اساسی و همه جانبه از این اطلاعات استفاده کرد تا نشان دهد که احساسات رومانتیک بواسطه میلیونها سال تکامل در مغر ما مداربندی شده است . عشق تنها یک احساس نیست ، بلکه انگیزه ای بسیار نیرومند است .
بحث انگیز ، آموزنده ، گیرا ، دلنشین و قانع کننده . چرا عاشق می شویم ارایه کننده پاسخهای بنیادین جدیدی به سوالات کهنی مانند: عشق چیست؟،عاشق چه کسی می شویم؟ و چگونه عشق را زنده نگه داریم؟ ،است .
“اگر به دنبال اندیشه زود گذر و تجربیات خاصی از عشق رومانتیک هستید، رمان بخوانید .اگر می خواهید این خصیصه مرکزی انسان را تا سر منشا آن درک کنید ،چرا عاشق می شویم را بخوانید”
ویلسون، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد
“همانند کلمات یک عاشق با استعداد ، سخنان فیشر گیرا و دلنشین است ……با مهارت و اشراف فیشر بر موضوع ،تحلیل های علمی عشق تنها به جادوی آن اضافه شده است “
مجله Scientific American
“نگرشی الهام بخش و امیدوارانه به چگونه عاشق شدن ما “
اخبار علمی
“هر کسی که تا به امروز راجع به عشق کنجکاو بوده است باید این کتاب را بخواند .این کتاب تبدیل به بهترین و کامل ترین مرجع در نوع خود خواهد شد “
هارویل هندریکس ،نویسنده کتاب بدست آوردن عشقی که می خواهید
می توانید کتاب را اطریق ایمیل سفارش دهید .